ترجمه "grave" به فارسی
شن, آرام, خطرناک بهترین ترجمه های "grave" به فارسی هستند.
grave
adjective
verb
noun
adverb
masculine
دستور زبان
(Très) sérieux. [..]
-
شن
nounخاکش
Une grave tempête va arriver.
اينجا بيابان غربيه ، به زودي طوفان شن راه ميوفته
-
آرام
adjective masculineQuand vous détendez vos cordes vocales, le ton devient plus grave.
وقتی تارهای صوتی را شُل یا آرام کنی، صدای تو بمتر میشود.
-
خطرناک
adjective masculineNe me trahis pas, Kal-El, ou les conséquences seront graves.
. والا ؛ عواقب خطرناکي درانتظارت خواهد بود
-
ترجمه های کمتر
- سخت
- گراف
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " grave " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "grave"
عباراتی شبیه به "grave" با ترجمه به فارسی
-
سستی ماهیچه
-
حكاكيكردن · نسخه برداری
-
اکسان گراو · علامت صدای بم
-
اکسان گراو دوتایی
-
حكاكيكردن · نسخه برداری
اضافه کردن مثال
اضافه کردن