ترجمه "greffer" به فارسی
عضو پیوند شده, قلمه, پیوند بهترین ترجمه های "greffer" به فارسی هستند.
greffer
verb
دستور زبان
placer (des fleurs dans un vase) [..]
-
عضو پیوند شده
noun -
قلمه
nounVous pouvez les greffer ;
شما میتونید قلمه زنی کنید؛
-
پیوند
nounOr, si nous n’avions pas greffé ces branches, l’arbre aurait péri.
اینک، اگر ما این شاخه ها را پیوند نزده بودیم، آن درخت از بین می رفت.
-
پیوند بافت
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " greffer " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "greffer" با ترجمه به فارسی
-
گرافت پوست
-
خويشاوندي پايه-پيوندك · روابط ميانپايه-پيوندك · سازگاري پايه · سازگاری پیوند · ناسازگاري پيوند
-
پیازهای پیوندی
-
پايههاي پيوندي · پایههای پیوند
-
پیازهای پیوندی
-
خويشاوندي پايه-پيوندك · روابط ميانپايه-پيوندك · سازگاري پايه · سازگاری پیوند · ناسازگاري پيوند
-
دفتر · ديوان · عضو پیوند شده · فهرست · قلمه · محضر · نشاکاری · پیوند · پیوند اندام · پیوند بافت
-
پايههاي پيوند كوتوله
اضافه کردن مثال
اضافه کردن