ترجمه "grille" به فارسی
در آهنی ، نرده ، طارمی, شبکه بهترین ترجمه های "grille" به فارسی هستند.
grille
noun
verb
feminine
دستور زبان
-
در آهنی ، نرده ، طارمی
-
شبکه
nounPour le savoir, on a placé pleins de bébés sur une grille.
برای کشف آن، تعداد بسیار زیادی بچه صدف را روی یک شبکه قرار دادیم.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " grille " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "grille"
عباراتی شبیه به "grille" با ترجمه به فارسی
-
ترانزیستور دو قطبی با درگاه عایقشده
-
تستر
-
جدول · جدول کلمات متقاطع
-
برشته شدن · کباب کردن · گریل کردن
-
بریان
-
کباب
-
رایانش مشبک
-
نان تست
اضافه کردن مثال
اضافه کردن