ترجمه "grise" به فارسی
جادو شده, خاکستری, مبهوت بهترین ترجمه های "grise" به فارسی هستند.
grise
adjective
دستور زبان
-
جادو شده
adjective -
خاکستری
adjectiveSa chemise était grise et sa cravate jaune.
پیراهنش خاکستری و کراواتش زرد بود.
-
مبهوت
adjective
-
ترجمه های کمتر
- مسحور
- مسموم شده
- هوسباز
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " grise " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "grise" با ترجمه به فارسی
-
توسی · جادو شده · خاکستری · خاکِستَری · فلفل نمکی · مبهوت · متمایل به خاکستری · مسحور · مسموم شده · ملنگ · موسفید · هوسباز
-
فک خاکستری
-
کبک خاکستری
-
چلچله دریایی خاکستری
-
لیکوی خاکستری بزرگ
-
سنگچشم خاکستری بزرگ
-
ماده خاکستری اطراف مجرا
-
گنجشک سرخاکستری شمالی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن