ترجمه "gros" به فارسی

کلفت, ستبر, گُنده بهترین ترجمه های "gros" به فارسی هستند.

gros adjective noun masculine دستور زبان

Portant une masse ou une quantité de graisse au-dessus de la normale. [..]

+ اضافه کردن

فرانسوی-فارسی فرهنگ لغت

  • کلفت

    adjective masculine

    Va donc sucer une grosse queue, Jill.

    برو يه کير کلفت رو ساک بزن ، جيل.

  • ستبر

    adjective

    Eh bien, coriace la grosse poitrine.

    خب ، " سينه ستبر "

  • گُنده

    صفت
  • ترجمه های کمتر

    • bozorg
    • احمق
    • انبوه
    • بافت چربی
    • بزرگ
    • توده
    • حجم
    • در وسط
    • درانتظار
    • دل
    • سنگینی
    • فربه
    • قسمت وسط
    • قطور
    • محوطه قلعه
    • مه
    • وزن
    • چاق
    • چرب
    • چربی حیوانی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " gros " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Gros
+ اضافه کردن

فرانسوی-فارسی فرهنگ لغت

  • گروش

    monnaie

عباراتی شبیه به "gros" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "gros" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه