ترجمه "halo" به فارسی

هاله, ابر بارانی, اوهام بهترین ترجمه های "halo" به فارسی هستند.

halo noun masculine دستور زبان
+ اضافه کردن

فرانسوی-فارسی فرهنگ لغت

  • هاله

    noun

    Et vous pouvez constater que le halo de flux sanguin

    و می توانید ببینید که هاله جریان خون که قبل از درمان وجود داشته

  • ابر بارانی

    noun masculine
  • اوهام

    noun masculine
  • ترجمه های کمتر

    • حلقه نور
    • شادورد
    • شاهورد
    • شایورد
    • طوق ماه
    • نور
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " halo " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Halo

Halo (série de jeu vidéo)

+ اضافه کردن

فرانسوی-فارسی فرهنگ لغت

  • هاله

    noun proper

    phénomène optique

    Comment vous êtes-vous procuré la nouvelle version de Halo?

    چطوري ورژن جديد " هاله اي " رو گرفتي ؟

عباراتی شبیه به "halo" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "halo" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه