ترجمه "haut" به فارسی
بلند, اوج, بالا بهترین ترجمه های "haut" به فارسی هستند.
haut
adjective
noun
adverb
masculine
دستور زبان
D’une dimension particulière dans le sens vertical [..]
-
بلند
adjectiveNe crie pas ainsi. Je t'entends haut et clair.
بنابر این، اینطوری فریاد نکشید. من صدای شما را بلند و واضح می شنوم.
-
اوج
noun masculineCelui-ci est en haut, puis celui-là est en haut.
هر بار يکيشون اوج ميگيره
-
بالا
noun masculineNe vous entourez que de gens qui vont vous élever plus haut.
اطراف خود را با افرادی پر کن که قصد دارند تو را بالاتر ببرند.
-
ترجمه های کمتر
- بحران
- تاپ
- جالب
- دبیرستان
- راس
- عجیب
- قامت
- قد
- قدر وقیمت
- مدرسه متوسطه
- مرتفعترین نقطه
- منتها
- نیم روز
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " haut " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "haut"
عباراتی شبیه به "haut" با ترجمه به فارسی
-
اتصال باند پهن
-
باند پهن
-
کالای لوکس
-
نقوش برجسته
-
اچ.پی.ال.سی · کروماتوگرافى مايع با عملكرد بالا · کروماتوگرافى مايع با فشار بالا
-
اعمال · دست یابی · عمل · فتح نمایان · قباله · کار · کار برجسته · کردار · کمال
اضافه کردن مثال
اضافه کردن