ترجمه "herbe" به فارسی
علف, چمن, سبزه بهترین ترجمه های "herbe" به فارسی هستند.
herbe
noun
feminine
دستور زبان
Plante verte et feuillue ou partie de cette plante utilisée pour assaisonner la nourriture. [..]
-
علف
nounEnsemble des plantes qui couvrent les pâturages, les prairies, les lieux peu fréquentés|3 [..]
Les mauvaises herbes poussent vivement.
علف هرز همیشه سبز میشود.
-
چمن
noun feminineplante à tige dressée peu ou non lignifiée
-
سبزه
nounSeulement pour une fumée qui sent l'ail et les herbes.
اين براي دود هايي که بوي سير يا سبزه ميدن.
-
ترجمه های کمتر
- گیاه
- اسپرم
- اندازه
- بوته
- حشیش
- درجه
- ذغال سنگ نارس
- سبزی
- شاهدانه
- علوفه
- مرتع
- واش
- وجین کردن
- چراگاه
- کنف
- گراس
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " herbe " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "herbe"
عباراتی شبیه به "herbe" با ترجمه به فارسی
-
سودانگراس · سورگوم آروندیناسئوم · سورگوم سوداننس
-
علف گاوي · پاسپالوم کونژوگاتوم
-
كنترل خاشاكزار · کنترل علف هرز
-
پنیستوم پورپورئوم
-
ارزن كودو · پاسپالوم اسکروبیکولاتوم · پاسپالوم كومرسونياي
-
براکیاریا موتیکا · پانيكوم موتيكوم
-
علف رودز
-
رستنیهای پختنی · رسنيهاي پختني تازه · محصولات طعمدهنده
اضافه کردن مثال
اضافه کردن