ترجمه "hiver" به فارسی

زمستان, زِمِستان, zemestān بهترین ترجمه های "hiver" به فارسی هستند.

hiver noun masculine دستور زبان

Saison [..]

+ اضافه کردن

فرانسوی-فارسی فرهنگ لغت

  • زمستان

    noun

    Saison [..]

    J'attrape toujours froid en hiver.

    من همیشه زمستان ها سرما می خورم.

  • زِمِستان

  • zemestān

    noun masculine
  • ترجمه های کمتر

    • زمستانی
    • قشلاق کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " hiver " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "hiver"

عباراتی شبیه به "hiver" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "hiver" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه