ترجمه "hobby" به فارسی
سرگرمی, اسب چوبی, تفنن بهترین ترجمه های "hobby" به فارسی هستند.
hobby
noun
masculine
دستور زبان
Activité pratiquée par plaisir par une personne durant son temps libre (comme la philatélie ou le tricotage).
-
سرگرمی
noun masculineAssez pour que n'importe quel hobby, n'importe quel sport, l'amour de la musique,
به قدری که یه سرگرمی، ورزش، عشق به موسیقی،
-
اسب چوبی
noun masculine -
تفنن
-
ترجمه های کمتر
- مشغولیت
- کار
- کار تفریحی
- کار جزیی
- کار ذوقی
- کار فرعی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " hobby " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "hobby" با ترجمه به فارسی
-
تلسکوپ هابی-ابرلی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن