ترجمه "hospitalier" به فارسی
مهمان نواز, بیمارستان, مریضخانه بهترین ترجمه های "hospitalier" به فارسی هستند.
hospitalier
adjective
noun
masculine
دستور زبان
-
مهمان نواز
adjectiveBien sûr, ce pittoresque village écossais était plus hospitalier que notre localisation actuelle.
البته ، اون روستاي زيباي " اسکاتلند " ي مردم مهمان نواز تري نسبت به موقعيت فعلي ما داشت
-
بیمارستان
nounUn agent hospitalier m'a dit que son but était de guérir les malades.
یک سرایدار بیمارستان به من گفت هدفش شفا دادن بیمارانه.
-
مریضخانه
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " hospitalier " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "hospitalier" با ترجمه به فارسی
-
بیمارستان آموزشی
-
بیمار بستری
-
تغذيه باليني · رژيمهاي غذايي بيمارستان · رژيمهاي غذايي سلامتي · رژیم غذایی نوتوانی · رژیمهای غذایی درمانی
-
بیمارستان · مریضخانه
-
سیستم اطلاعات بیمارستان
اضافه کردن مثال
اضافه کردن