ترجمه "huile" به فارسی
روغن, روغنها, روغن ساختن بهترین ترجمه های "huile" به فارسی هستند.
huile
noun
verb
feminine
دستور زبان
Graisse sous forme liquide. [..]
-
روغن
nounتوضیع مختصر
Le fait d’être ensemble avait un effet salutaire sur eux, comme l’action revigorante d’une huile d’onction aromatique.
با هم بودن، مانند روغن مسحکنندهای که رایحهای دلانگیز داشت، تأثیری سودمند بر آنان میگذاشت.
-
روغنها
Allez chercher les huiles.
برو و رنگ روغنها رو هم بیار
-
روغن ساختن
verb feminine
-
ترجمه های کمتر
- روغنهاي چرب
- فراوردههاي روغني
- مرهم
- مواد نفتی
- نفت
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " huile " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "huile"
عباراتی شبیه به "huile" با ترجمه به فارسی
-
روغن زیتون
-
روغن بزرک
-
روغن بادام
-
روغن نارگیل
-
كانولا (روغن)
-
روغنهای آشپزی
-
روغنها · روغنهاي چرب · فراوردههاي روغني
اضافه کردن مثال
اضافه کردن