ترجمه "implant" به فارسی
جاسازی کردن, جای دادن, کاشت بهترین ترجمه های "implant" به فارسی هستند.
implant
noun
masculine
دستور زبان
-
جاسازی کردن
verb masculine -
جای دادن
verb masculine -
کاشت
noun masculineVous n'êtes pas foutue de faire un double implant?
نميتوني يه کاشت دوبرابر ساده ي لعنتي بزني ؟
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " implant " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "implant" با ترجمه به فارسی
-
کاشت حلزونی
-
برسازی درونکاشت دندانی
-
درونکاشت پستان
اضافه کردن مثال
اضافه کردن