ترجمه "implicite" به فارسی
ضمنی, التزامی, اشاره شده بهترین ترجمه های "implicite" به فارسی هستند.
implicite
adjective
masculine
دستور زبان
Que l'on peut déduire facilement mais qui n'est pas directement exprimé.
-
ضمنی
adjectiveDes préjugés implicites se cachent derrière chacune des décisions que nous prenons.
پس، تعصب ضمنی چیزی است که در پیشزمینه در خفا انجام میشود هر تصمیمی که ما میگیریم.
-
التزامی
adjective masculine -
اشاره شده
adjective masculine
-
ترجمه های کمتر
- غیرقابل اعتراض
- غیرقابل منازعه
- مجازی
- محقق
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " implicite " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "implicite" با ترجمه به فارسی
-
شبهقيمتهاي · هزينههاي بالاسری · هزينههاي واقعی · هزینهها
-
تابع ضمنی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن