ترجمه "imposant" به فارسی

با ابهت, تحمیل کننده, شایان بهترین ترجمه های "imposant" به فارسی هستند.

imposant adjective verb masculine دستور زبان
+ اضافه کردن

فرانسوی-فارسی فرهنگ لغت

  • با ابهت

    adjective
  • تحمیل کننده

    adjective
  • شایان

    adjective
  • ترجمه های کمتر

    • قابل احترام
    • قابل ارزیابی
    • قابل تحسین
    • قابل توجه
    • قابل ملاحظه
    • قشنگ
    • محترم
    • موثر
    • نسبتا خوب
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " imposant " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "imposant" با ترجمه به فارسی

  • ادعا کردن · از پیش بردن · اسباب زحمت شدن · اصرار ورزیدن · ایجاب کردن · تحميل كردن · تحمیل · تحمیل کردن · خراب شدن · ضربت زدن · مالیات · مجبور ساختن · مجبورکردن · مستلزم بودن · نیاز داشتن · نیازمند بودن · وادار کردن · پافشاری کردن
اضافه کردن

ترجمه های "imposant" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه