ترجمه "infirme" به فارسی

خرابه, متزلزل, مخروبه بهترین ترجمه های "infirme" به فارسی هستند.

infirme verb noun

Atteint d’une infirmité (1):

+ اضافه کردن

فرانسوی-فارسی فرهنگ لغت

  • خرابه

    adjective
  • متزلزل

    adjective
  • مخروبه

    adjective
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " infirme " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "infirme" با ترجمه به فارسی

  • تضمین کردن · حتمی کردن · مطمئن ساختن
اضافه کردن

ترجمه های "infirme" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه