ترجمه "infliger" به فارسی
تحمیل کردن, ضربت زدن بهترین ترجمه های "infliger" به فارسی هستند.
infliger
verb
دستور زبان
Appliquer (une punition ou une peine).
-
تحمیل کردن
verbCe serait infliger de la peine inutile.
اینطوری یه درد غیر ضروری بهش تحمیل کردم!
-
ضربت زدن
verb
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " infliger " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن