ترجمه "informer" به فارسی

اخطار کردن, اشنا کردن, اطلاع دادن بهترین ترجمه های "informer" به فارسی هستند.

informer verb دستور زبان

Partager une information. [..]

+ اضافه کردن

فرانسوی-فارسی فرهنگ لغت

  • اخطار کردن

    verb
  • اشنا کردن

    verb
  • اطلاع دادن

    verb

    Nous en avons été informé.

    به ما اطلاعاتي دادن.

  • ترجمه های کمتر

    • اگاهی دادن
    • توصیه دادن
    • توصیه کردن
    • خودمانی کردن
    • قیمت کردن
    • مشورت دادن
    • نصیحت کردن
    • پند دادن
    • چغلی کردن
    • گزارش دادن
    • یاد دادن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " informer " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "informer" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه