ترجمه "injection" به فارسی

تزریق, استعمال آي.وي, استعمال داخل عضلانی بهترین ترجمه های "injection" به فارسی هستند.

injection noun feminine دستور زبان

Médecine : injecter un liquide (1)

+ اضافه کردن

فرانسوی-فارسی فرهنگ لغت

  • تزریق

    noun

    méthode pour introduire dans l'organisme une substance liquide

    Au lieu d'avoir un ralentissement économique, nous allons connaître la plus grande injection économique.

    و به جای اینکه اقتصاد از بین برود ما بزرگترین تزریق اقتصادی را خواهیم دشت.

  • استعمال آي.وي

    noun feminine
  • استعمال داخل عضلانی

    noun feminine
  • ترجمه های کمتر

    • استعمال داخل وريدي
    • استعمال زيرجلدي
    • انژکسیون
    • تابع یکبهیک
    • تزريق
    • تزريق داخل عضلاني
    • تزريق داخل وريدي
    • تزريق زيرجلدي
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " injection " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "injection"

عباراتی شبیه به "injection" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "injection" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه