ترجمه "insecte" به فارسی
حشره, ساس, حشرات بهترین ترجمه های "insecte" به فارسی هستند.
insecte
noun
masculine
دستور زبان
Petit animal invertébré, arthropode constitué de trois parties (tête, thorax, abdomen) possédant de manière générale trois paires de pattes articulées et une paire d’antennes, parfois doté d’ailes.
-
حشره
nounCe qui nous différencie des insectes, par exemple, c'est notre conscience de soi.
چي چيزي مارو مثلاً از حشرات متمايز ميکنه ، اينه که ما هوشياري داريم.
-
ساس
noun -
حشرات
Ce qui nous différencie des insectes, par exemple, c'est notre conscience de soi.
چي چيزي مارو مثلاً از حشرات متمايز ميکنه ، اينه که ما هوشياري داريم.
-
ترجمه های کمتر
- اذیت کردن
- ریشه
- عنکبوت
- محاصره کردن
- میکرب
- کرم خوراک
- کرم ریز
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " insecte " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "insecte" با ترجمه به فارسی
-
حشرات ریشهخوار
-
آفات حشره · حشرات آسيبرسان · حشرات آفت · حشرات زيانآور · حشرات مضر
-
حشرات مسبب گال
-
زولیا (حشره)
-
حشرات زیانبار میوه
-
بذرخوارها · حشرات زیانبار بذر
-
حشرات
-
حشرات آبزی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن