ترجمه "institut" به فارسی
مؤسسه, انجمن, انستیتو بهترین ترجمه های "institut" به فارسی هستند.
institut
noun
masculine
دستور زبان
-
مؤسسه
nountype d’établissement que l’on créé pour l’étude ou la promotion d’un sujet particulier
Tu n'as pas l'air de quelqu'un qui travaille pour un institut de recherche.
خب ، ظاهراً که به نظر نمياد توي يه مؤسسه تحقيقاتي کار کني.
-
انجمن
noun masculine -
انستیتو
noun masculine
-
ترجمه های کمتر
- برقرار کردن
- موسسه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " institut " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "institut" با ترجمه به فارسی
-
مؤسسه خاورشناسی دانشگاه شیکاگو
-
آرایشگاه
-
انستیتو گوته
-
موسسه عالی علوم وایزمن
-
انستیتو پاستور
-
موسسه تکنولوژی
-
خدمات آماری
-
موسسه تحقیقاتی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن