ترجمه "interaction" به فارسی
برهمکنش, اثر متقابل, فعل و انفعال بهترین ترجمه های "interaction" به فارسی هستند.
interaction
noun
feminine
دستور زبان
-
برهمکنش
La première : c'est une interaction rapide.
نخست اینکه این یک برهمکنش سریع است.
-
اثر متقابل
noun feminineMais Steve m'a parlé de cette interaction particulière où ce docteur a crié sur une équipe médicale.
اما استیو در مورد این اثر متقابل خاص به من گفت که این دکتر بر سر تیم پزشکی فریاد زد.
-
فعل و انفعال
noun feminineElles sont là parce qu’il y a une interaction tres étroite.
اونها بخاطر این این فعل و انفعال نزدیک و فشرده اونجا وجود دارند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " interaction " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "interaction" با ترجمه به فارسی
-
اثر متقابل · فعل و انفعال
-
اثر متقابل · فعل و انفعال · نیروهای بنیادی در فیزیک
-
اندرکنش قوی · نیروی هستهای قوی
-
برهمکنشی ژن · تعامل ژن · روايستايي
-
برهمکنش کهکشان
-
الکترومغناطیس
-
اثر متقابل · فعل و انفعال
-
برهمكنشي ميزبان-بيماريزا · روابط میزبان-بیماریزا · سيستمهاي ميزبان-بيماريزا
اضافه کردن مثال
اضافه کردن