ترجمه "interne" به فارسی

انترن, اهل خانه, داخلی بهترین ترجمه های "interne" به فارسی هستند.

interne adjective noun masculine دستور زبان

À l'intérieur de quelque chose. [..]

+ اضافه کردن

فرانسوی-فارسی فرهنگ لغت

  • انترن

    noun

    interne (des hôpitaux)

    Vous avez des internes là dedans en train de faire de simples examens.

    شما انترن هاي جراحي داريد که اونجا آزمايش قفسه سينه انجام ميدند

  • اهل خانه

    noun
  • داخلی

    adjective

    Cette galaxie n'a pas uniquement un anneau externe, elle a un anneau supplémentaire, interne et diffus.

    این کهکشان تنها یک حلقه خارجی ندارد، یک حلقه دیگر، حلقه داخلی فروپاشیده هم دارد.

  • ترجمه های کمتر

    • درونی
    • مرد خانه
    • مستخدم خانه
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " interne " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "interne" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "interne" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه