ترجمه "interprète" به فارسی
ترگمان, مفسر, مترجم بهترین ترجمه های "interprète" به فارسی هستند.
interprète
noun
verb
masculine
دستور زبان
Personne qui fait la traduction entre locuteurs de langues différentes.
-
ترگمان
nounPersonne qui fait la traduction entre locuteurs de langues différentes.
-
مفسر
outil informatique
Un interprète de quoi ? D'un morceau de musique, pas vrai ?
مفسر چی؟ یک قطعه موسیقی، درسته؟
-
مترجم
nounمترجم همزمان
Voici mon interprète, avant le début du cours.
این مترجم من هست، قبل از شروع کلاس.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " interprète " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "interprète" با ترجمه به فارسی
-
ترجمه کردن · مشورت دادن
-
مسلم فرض شده بودن
-
خواننده-ترانهپرداز
-
زبانهای تفسیرشده
-
بد تفسیر کردن · درست نفهمیدن · نادرست فهمیدن
-
ترگمان میخواهم
-
ترجمه کردن · مشورت دادن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن