ترجمه "intestin" به فارسی

روده, رودهها, ايلئوم بهترین ترجمه های "intestin" به فارسی هستند.

intestin noun masculine دستور زبان

Canal alimentaire(1) [..]

+ اضافه کردن

فرانسوی-فارسی فرهنگ لغت

  • روده

    noun

    Canal alimentaire(1) [..]

    Dans la nature, imaginez une forêt tropicale luxuriante vivant dans les intestins de ces singes.

    در حیات وحش، یک جنگل بارانی شاداب گرمسیری را تصور کنید که در روده میمون زندگی میکرد.

  • رودهها

  • ايلئوم

    noun masculine
  • ترجمه های کمتر

    • تنگه
    • دل و روده
    • دوازدهه
    • راستروده
    • روده بزرگ
    • روده كور
    • روده كوچك
    • روده کور
    • زه
    • كولون
    • ژژونوم
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " intestin " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "intestin" با ترجمه به فارسی

  • ايلئوم · دوازدهه · راستروده · روده باریک · روده بزرگ · روده كور · روده كوچك · روده کور · روده کوچک · رودهها · كولون · ژژونوم
  • جنگ داخلی
  • ايلئوم · دوازدهه · راستروده · روده بزرگ · روده كور · روده كوچك · روده کور · رودهها · قولون · كولون · ژژونوم
  • روده
اضافه کردن

ترجمه های "intestin" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه