ترجمه "invité" به فارسی
مهمان, دعوت شده بهترین ترجمه های "invité" به فارسی هستند.
invité
adjective
noun
verb
masculine
دستور زبان
Une personne qui visite une maison et y séjourne, généralement pour une ou plusieurs nuits.
-
مهمان
nounTu peux utiliser une invite de commande pour entrer un nom d'utilisateur.
شما می توانید یک فرمان به وارد کردن نام کاربری مهمان استفاده کنید.
-
دعوت شده
Plus tard, ils se sont portés volontaires pour aider aux constructions internationales, mais ils n’ont pas été invités.
بعدها در خواست کردند که در پروژههای بینالمللی ساختمانسازی خدمت کنند، اما به این کار دعوت نشدند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " invité " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "invité" با ترجمه به فارسی
-
پیوستن
-
اعلان · فرمان
-
ستاره میهمان
-
فرمان بدون محدودیت
-
دعوت كردن · دعوت کردن · فراخواندن
-
دعوت كردن · دعوت کردن · فراخواندن
-
دعوت كردن · دعوت کردن · فراخواندن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن