ترجمه "jaune" به فارسی
زرد, zard, اصفر بهترین ترجمه های "jaune" به فارسی هستند.
jaune
adjective
noun
masculine
دستور زبان
Qui a la couleur du jaune d'œuf, d'un citron ou de l'or. [..]
-
زرد
nounQui a la couleur du jaune d'œuf, d'un citron ou de l'or. [..]
Sa chemise était grise et sa cravate jaune.
پیراهنش خاکستری و کراواتش زرد بود.
-
zard
noun masculine -
اصفر
noun masculine
-
ترجمه های کمتر
- ترسو
- زرده
- زرده تخم مرغ
- زردی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " jaune " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "jaune"
عباراتی شبیه به "jaune" با ترجمه به فارسی
-
خبرنگاری زرد
-
ابرغول زرد
-
سهره کوهی
-
پتاسیم کبالتینیتریت
-
بيماري چربي زرد · تباهی چربی · فروزینگی چربی
-
زاغی آبی نوکزرد
-
متیل زرد
-
هورمونهای جسم زرد
اضافه کردن مثال
اضافه کردن