ترجمه "kilo" به فارسی

کیلوگرم, کیلو, هزار گرم بهترین ترجمه های "kilo" به فارسی هستند.

kilo noun masculine دستور زبان

Unité de masse définie comme étant égale à la masse du prototype international du kilogramme (symbole : "kg").

+ اضافه کردن

فرانسوی-فارسی فرهنگ لغت

  • کیلوگرم

    noun

    Unité de masse définie comme étant égale à la masse du prototype international du kilogramme (symbole : "kg").

    J'ai essayé et j'ai pris cinq kilos aux mauvais endroits.

    من امتحانش کردم و حدود ۵ کیلوگرم وزن اضافه کردم در جاهایی که نباید اضافه می شد.

  • کیلو

    noun masculine

    préfixe multipliant par 1000

    Le livre fait 1 414 pages, et pèse un bon trois kilos cinq.

    این کتاب ۱،۴۱۴ صفحه است، و وزن سنگین سه کیلو چهارصد گرم.

  • هزار گرم

    noun masculine
  • کیلو گرم

    noun masculine
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " kilo " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Kilo
+ اضافه کردن

فرانسوی-فارسی فرهنگ لغت

  • کیلو

    noun

    Le livre fait 1 414 pages, et pèse un bon trois kilos cinq.

    این کتاب ۱،۴۱۴ صفحه است، و وزن سنگین سه کیلو چهارصد گرم.

عباراتی شبیه به "kilo" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "kilo" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه