ترجمه "lâcher" به فارسی
جا زدن, رها کردن بهترین ترجمه های "lâcher" به فارسی هستند.
lâcher
verb
noun
masculine
دستور زبان
-
جا زدن
verb -
رها کردن
verb masculineNoé lâcha alors un corbeau hors de l’arche.
سپس نوح پرندهٔ سیاهی را که کلاغ نامیده میشود به بیرون از کشتی رها کرد.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " lâcher " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "lâcher" با ترجمه به فارسی
-
سرکه نقد بهتر از حلوای نسیه
-
شاشیدن
-
بی غیرت · لق · منفور · پست · کمبود ویتامین
-
رهایش حشره نازا
-
ازدیاد مجدد جمعیت · فزونسازی جانور · ورود مجدد جانور
-
رهایش حشره نازا
-
بی غیرت · لق · منفور · پست · کمبود ویتامین
-
بی غیرت · لق · منفور · پست · کمبود ویتامین
اضافه کردن مثال
اضافه کردن