ترجمه "lagon" به فارسی
تالاب, مرداب, ایستاب بهترین ترجمه های "lagon" به فارسی هستند.
lagon
noun
masculine
دستور زبان
-
تالاب
noun masculineL'avion secouait dans tous les sens, et d'un seul coup, me voilà dans le lagon.
یه ثانیه همه چی چرخید. بعدش تنها چیزی که میدونم ، من توی تالاب بودم.
-
مرداب
noun masculinede quelque part plus loin sur le lagon, ou peut-être ailleurs en Afrique."
از یه جایی بالای مرداب، یا یه جایی تو آفریقا.
-
ایستاب
noun masculine
-
ترجمه های کمتر
- خفتاب
- لگون
- کولاب
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " lagon " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن