ترجمه "laisse" به فارسی
افسار, قلاده, کمند بهترین ترجمه های "laisse" به فارسی هستند.
laisse
noun
verb
feminine
دستور زبان
-
افسار
noun feminineCuddy tient House en laisse, elle lui donnera des croquettes.
کادي که تونسته هيچي نشده به هاوس افسار بزنه ، ديگه بايد به فکر زين و يراق باشه
-
قلاده
lanière destinée à être attachée au cou d'un animal
Chaque fois qu'il a pris sa laisse, la promenade a suivi.
خوب، هر زمان که صاحب اش قلاده رو برمی داره، اونها برای پیاده روی بیرون رفتن.
-
کمند
noun feminine
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " laisse " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "laisse"
عباراتی شبیه به "laisse" با ترجمه به فارسی
-
تنهایم بگذارید
-
عدم مداخله
-
پوساندن
-
اویستر · گوشماهی
-
پوساندن
-
عدم مداخله
-
جا زدن
-
ابلاغ کردن · اختصاص دادن · اندوختن · تخصیص دادن به · خواستن · روا کردن · مانع · مجاز کردن · میل کردن · ندیده گرفتن · وقف کردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن