ترجمه "lampe" به فارسی
لامپ, چراغ, فانوس بهترین ترجمه های "lampe" به فارسی هستند.
lampe
noun
verb
feminine
دستور زبان
Ustensile d'éclairage (1) [..]
-
لامپ
nounUstensile d’éclairage [..]
Je dois changer cette lampe fluorescente.
باید آن لامپ مهتابی را عوض کنم.
-
چراغ
nounEt c'est une petite ampoule d'une lampe torche cassée.
و اون یه لامپ کوچک از یه چراغ قوه خرابه.
-
فانوس
noun feminineEt les torches, les lampes?
مشعل ها چطور ، فانوس ها ؟
-
ترجمه های کمتر
- لامپ الکترونی
- لامپ برق
- لامپ چراغ برق
- لامپا
- لمپا
- لوله
- چراغ برق
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " lampe " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "lampe"
عباراتی شبیه به "lampe" با ترجمه به فارسی
-
لامپ فلوئورسنت فشرده
-
چراغ قوه
-
چراغ پاتختی
-
لامپ هالوژن
-
لامپ تخلیه در گاز
-
لامپ
-
چراغ موشی
-
چراغ نفتی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن