ترجمه "lanceur" به فارسی
وسیله پرتاب, ابریق, منجنیق بهترین ترجمه های "lanceur" به فارسی هستند.
lanceur
noun
masculine
دستور زبان
Fusée
-
وسیله پرتاب
noun masculinefusée utilisée pour transporter une charge utile dans l'espace
-
ابریق
noun masculine -
منجنیق
noun masculine -
پرتاب کننده
noun masculineMême les lanceurs professionnels ont besoin d'un massage après un match.
هي ، حتي پرتاب کننده هاي حرفه اي هم بعد از بازي بايد ماساژ داده بشن.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " lanceur " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "lanceur"
عباراتی شبیه به "lanceur" با ترجمه به فارسی
-
گزارش دهنده تخلف
-
پرتابگر وزنه
-
جرثقيل · جمعكنندههاي دسته علوفه · ماشینآلات جابجایی
-
پرتابگر چکش
-
لنگر حاشیه ای
-
شروع کننده عملیات
-
پرتابگر نیزه
-
پرتابگر دیسک
اضافه کردن مثال
اضافه کردن