ترجمه "landsat" به فارسی

لندست, ماهوارهها, ماهوارههاي مصنوعي بهترین ترجمه های "landsat" به فارسی هستند.

landsat
+ اضافه کردن

فرانسوی-فارسی فرهنگ لغت

  • لندست

    M. le sénateur, Landsat envoie une mission sur l'île.

    گوش کنید سناتور ، لندست یه ماموریت به اون جزیره داره

  • ماهوارهها

  • ماهوارههاي مصنوعي

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " landsat " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "landsat" با ترجمه به فارسی

  • بينايي رايانهاي · تصويربرداري با رزونانس مغناطيسي · تصویربردارى چندطيفي · تصویرسازی
اضافه کردن

ترجمه های "landsat" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه