ترجمه "langue" به فارسی

زبان, زَبان, احشا بهترین ترجمه های "langue" به فارسی هستند.

langue noun feminine دستور زبان

Organe musculaire charnu et mobile de la bouche [..]

+ اضافه کردن

فرانسوی-فارسی فرهنگ لغت

  • زبان

    noun

    روش برقراری ارتباط [..]

    La langue se tourne toujours vers la dent qui fait mal.

    زبان همیشه به دندانی که درد میکند میخورد.

  • زَبان

    noun feminine
  • احشا

    noun feminine
  • ترجمه های کمتر

    • اصطلاحات خاص
    • جگر به عنوان غذا
    • ريه به عنوان غذا
    • زبان به عنوان غذا
    • زبان طبیعی
    • شكمبه به عنوان غذا
    • غزلی
    • قلب به عنوان غذا
    • كليه به عنوان غذا
    • مجموعه لغات
    • مغز به عنوان غذا
    • واژگان
    • کارد
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " langue " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "langue"

عباراتی شبیه به "langue" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "langue" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه