ترجمه "lapin" به فارسی
خرگوش, خرگوشها, دمپنبهایها بهترین ترجمه های "lapin" به فارسی هستند.
lapin
noun
masculine
دستور زبان
Mammifère lagomorphe [..]
-
خرگوش
nounterme désignant différentes espèces de mammifères [..]
Deux petits lapins, un lapin blanc, et un lapin noir, vivaient dans une grande forêt.
دو خرگوش، یک خرگوش سفید و یک خرگوش سیاه، در یک جنگل بزرگ زندگی می کردند.
-
خرگوشها
noun masculineMême certains antidépresseurs ont été d'abord testés sur des lapins.
و حتی داروهای ضد افسردگی اولین بار روی خرگوشها آزمایش شد.
-
دمپنبهایها
noun masculine
-
ترجمه های کمتر
- اوريكتولاگوس
- خرگوش صحرایی
- خرگوش کوچک
- خرگوشهاي دمپنبهاي
- خز
- سيلويلاگوس
- پینه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " lapin " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Lapin
Lapin (astrologie chinoise)
-
خرگوش اروپایی
تصاویر با "lapin"
عباراتی شبیه به "lapin" با ترجمه به فارسی
-
لپوریپوکسویروس · ويروس غده مخاطي · ويروس فيبروم خرگوش · ويروس مخاطآموفزوني
-
گوزن ماده
-
دمپنبهایها (خرگوش)
-
گوشت خرگوش
-
خرگوشها
-
گوزن ماده
اضافه کردن مثال
اضافه کردن