ترجمه "large" به فارسی
پهن, گسترده, فراخ بهترین ترجمه های "large" به فارسی هستند.
large
adjective
noun
masculine
دستور زبان
(le) large [..]
-
پهن
adjectiveQui a une grande distance entre deux points, spécialement horizontalement.
Les gens vont plus vite sur les routes plus larges.
مردم در خیابانهای پهن سریعتر میروند.
-
گسترده
adjectiveQui a une grande distance entre deux points, spécialement horizontalement.
La clé est que, quand vous avez beaucoup de pouvoir, votre éventail est très large.
و نکته اصلی اینه که وقتی قدرت زیادی داریم، دامنه رفتارمون گسترده تر میشه.
-
فراخ
adjective
-
ترجمه های کمتر
- بسیار
- بیش ازاندازه
- جادار
- حجیم
- خیلی
- راحت
- راه دست
- زیاد
- سرشار
- فراوان
- قابل ملاحظه
- مفصل
- مناسب
- وافر
- وسیع
- پربار
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " large " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "large" با ترجمه به فارسی
-
تلسکوپ البیتی
-
برخورددهنده هادرونی بزرگ
-
ترک کردن- رفتن
-
باند پهن
-
صفحه عریض
-
تلسکوپ بزرگ آفریقای جنوبی
-
جگن · نی
-
شبکههای بیسیم پهنباند
اضافه کردن مثال
اضافه کردن