ترجمه "lecteur" به فارسی
بازیکن, خواننده, درایو بهترین ترجمه های "lecteur" به فارسی هستند.
lecteur
noun
masculine
دستور زبان
celui qui lit (1) et (2) [..]
-
بازیکن
-
خواننده
nounCette série d’articles a suscité le courrier des lecteurs le plus important depuis qu’existent nos périodiques.
این سری مقالهها بیشترین پاسخ خواننده را در تاریخ مجلههایمان دریافت کرد.
-
درایو
Qu'y a t-il sur ce lecteur?
چی توی این درایو هست ؟
-
ترجمه های کمتر
- راندن
- سخنران
- مدرس
- مربی (دانشگاه)
- منقد ادبی
- پخش کننده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " lecteur " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "lecteur"
عباراتی شبیه به "lecteur" با ترجمه به فارسی
-
کارت خوان
-
ویرایشگر
-
خواننده اثر انگشت
-
بارکدخوان
-
ویندوز مدیا پلیر
-
درایو دیسک سخت
-
رمزگذاری درایورقفل کننده بیت
-
درایو شبکه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن