ترجمه "lentement" به فارسی

آهسته, به آرامی, یواش بهترین ترجمه های "lentement" به فارسی هستند.

lentement adverb
+ اضافه کردن

فرانسوی-فارسی فرهنگ لغت

  • آهسته

    adverb

    Qui va lentement va sûrement.

    رهرو آن است که آهسته و پیوسته رود.

  • به آرامی

    L'équipe défaite quitta lentement le stade.

    تیم بازنده به آرامی استادیوم را ترک کرد.

  • یواش

    adverb

    Je suis navré de cette mise en scène, là-bas, mais on a pensé qu'il vaudrait mieux vous le dire lentement.

    ببین ، بابت اون نمایش کوچولوی اونجا ازت معذرت میخوام اما فکر کردیم بهتره یواش یواش موضوع رو بفهمی

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " lentement " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "lentement" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه