ترجمه "lever" به فارسی
افراشتن, انتها, سرزنش کردن بهترین ترجمه های "lever" به فارسی هستند.
lever
verb
noun
masculine
دستور زبان
Faire qu'une chose soit plus haute [..]
-
افراشتن
verb -
انتها
noun -
سرزنش کردن
verb -
کس دادن
verbPrendre part à une activité sexuelle (le plus souvent un rapport sexuel) avec une autre personne, à des fins de plaisir.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " lever " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "lever"
عباراتی شبیه به "lever" با ترجمه به فارسی
-
تیغ افتاب · طلوع افتاب · طلوع خورشید · مشرق · پرگاس
-
شرق
-
دست به سیاه و سفید نزدن
-
دریافتی از طلوع آفتاب
-
ورآوری خمير
-
قطع خفتگی
-
پيدايي گياهچه · پیدایی
-
ژاپن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن