ترجمه "levure" به فارسی
مخمر, خمیرمایه, مخمرها بهترین ترجمه های "levure" به فارسی هستند.
levure
noun
feminine
دستور زبان
-
مخمر
nounChampignon unicellulaire
des chromosomes bactériens qui poussaient dans des levures.
کروموزم های باکتریایی مان داشتند در مخمر رشد میکرد.
-
خمیرمایه
noun feminine -
مخمرها
-
لوور
noun feminine
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " levure " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "levure"
عباراتی شبیه به "levure" با ترجمه به فارسی
-
افزودنیهای نانوایی · بهسازهاي آرد · پودر آشپزی · پودر خمیرمایه
-
عصارههای مخمر
-
مخمر نانوایی
-
پودر ورآور
-
مخمر شراب
-
مخمر آبجو
-
مخمر ساکی
-
اس.سي.پي · پروتئين باكتريايي · پروتئين قارچي · پروتئينهاي تكسلولي · پروتئينهاي ميكروبي · پروتئین تکسلولی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن