ترجمه "liaison" به فارسی
ارتباط, پیوند, پیوند دادن بهترین ترجمه های "liaison" به فارسی هستند.
liaison
noun
feminine
دستور زبان
Rapport, suite, connexité [..]
-
ارتباط
nounConnexion ou relation entre deux ou plusieurs éléments.
Y a-t-il une liaison directe entre Varsovie et Berlin ?
آیا یک ارتباط مستقیم بین ورشو و برلین وجود دارد؟
-
پیوند
nounLa cohérence s’obtient grâce aux termes de liaison.
این کار به معنی انسجام بخشیدن به مطالب با حروف پیوند است.
-
پیوند دادن
-
ترجمه های کمتر
- امر
- ایجاد پیوند
- جریان معمولی
- خط سیر
- رابط
- رابطه
- رابطه نامشروع
- سلسله
- عشق
- کار
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " liaison " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "liaison" با ترجمه به فارسی
-
پیوند شیمیایی
-
پیوند دوگانه
-
بطنی
-
نقطه به نقطه
-
پیوند سهگانه
-
پیوند پپتیدی
-
انرژی بستگی هستهای
-
پیوند هیدروژنی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن