ترجمه "liant" به فارسی
ستبرسازهاي غذايي, عوامل ژلهساز, قوامدهندهها بهترین ترجمه های "liant" به فارسی هستند.
liant
adjective
noun
verb
masculine
دستور زبان
-
ستبرسازهاي غذايي
-
عوامل ژلهساز
-
قوامدهندهها
-
ترجمه های کمتر
- پایدارکنندهها
- پیونده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " liant " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "liant" با ترجمه به فارسی
-
شاعر شیرخوار در دخمه سنگی
-
آدرنولکودیستروفی
-
شیء پیوندی
-
gereh zadan · ارتباط دادن · الصاق کردن · بستن · جفت کردن · ضبط کردن · مرتبط سازی · پیوستن · پیوند دادن
-
دژنراسیون ماکولا
-
دروازه اسباط
-
اختلالات شغلي · بيماريهاي شغلي · حوادث شغلي · ريه كشاورزان · فاكتورهاي تنش وابسته به كار · مخاطرات بهداشتي شغلي · مخاطرات شغلی
-
دسته کردن · فشردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن