ترجمه "libre" به فارسی
آزاد, رها, آزاده بهترین ترجمه های "libre" به فارسی هستند.
libre
adjective
masculine
دستور زبان
Capable d'agir sans restriction.
-
آزاد
adjectiveGarde dimanche prochain de libre.
یکشنبهی آینده را آزاد نگهدارید.
-
رها
adjectiveJe suis en route vers où je peux être libre.
من در راه رفتن به جایی هستم که در آن رها باشم.
-
آزاده
-
ترجمه های کمتر
- ازاد
- بخشیدن
- بی کار
- دردسترس
- معاف کردن
- پاک کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " libre " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "libre" با ترجمه به فارسی
-
گوشی هندزفری
-
رادیکالهای آزاد
-
مجوز مستندات آزاد گنو
-
اقتصادهای بازار
-
مسافت آزاد میانگین
-
خداپرست
-
پروانه حق نشر همگانی
-
شنا در آبهای آزاد
اضافه کردن مثال
اضافه کردن