ترجمه "licence" به فارسی
لیسانس, اجازه, پروانه بهترین ترجمه های "licence" به فارسی هستند.
licence
noun
feminine
دستور زبان
Termes légaux selon lesquels une personne est autorisée à utiliser un produit ou un service ou est autorisée à faire certains actions.
-
لیسانس
nounJ'ai une licence d'anglais de l'université de Harvard,
من لیسانس ادبیات انگلیسی از دانشگاه هاروارد دارم،
-
اجازه
noun feminineBien sûr, pour avoir des enfants, vous n'avez pas besoin d'une licence.
البته ، براي بچه دار شدن ، تو اجازه نامه نمي خواي.
-
پروانه
noun feminineautorisation d'utilisation ou contrat de licence
Mais au moment d'attribuer les licences et contrats, c'est joué d'avance.
وقتي بحث صدور مجوز و پروانه و قرارداد ميشه... بازي هم کثيف ميشه
-
ترجمه های کمتر
- اجازهنامهها
- اذن
- جواز
- دارای جواز
- دارنده پروانه
- درجه دکتری
- دستور
- عنوان دکتری
- مجوز
- مجوزها
- مرخص کردن
- هرزگى
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " licence " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "licence" با ترجمه به فارسی
-
پروانه نرمافزار
-
مجوز مستندات آزاد گنو
-
شرایط مجوز
-
کلید مجوز چندین نصب · کلید محصول برای مجوز چندین نصب · کلید چند فعال سازی
-
پروانهٔ نرمافزار غیرآزاد
-
پروانه حق نشر همگانی
-
شرایط مجوز نرم افزار Microsoft
-
پروانهٔ نرمافزار آزاد
اضافه کردن مثال
اضافه کردن