ترجمه "lien" به فارسی
پیوند, لینک, ابرپیوند بهترین ترجمه های "lien" به فارسی هستند.
lien
noun
masculine
دستور زبان
Ce qui sert à lier [..]
-
پیوند
verb nounMais j'ai compris, vous vouliez partager ce lien avec notre langue maternelle.
اما بعدش فهمیدم، شما می خواستین پیوند زبان مادری رو با من شریک بشین.
-
لینک
Et puis quand vous en avez assez, vous pouvez cliquer sur un lien de plus.
و وقتی از اون سیر شدید، می تونید روی یک لینک دیگه کلیک کنید.
-
ابرپیوند
Référence dans un système hypertexte pour accéder à un site web
-
ترجمه های کمتر
- اتصال
- ارتباط
- انتقال
- حبس
- رابط
- رابطه
- رابطه نامشروع
- سطل
- سلسله
- ضمانت
- ملاقات
- واگذاری
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " lien " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "lien"
عباراتی شبیه به "lien" با ترجمه به فارسی
-
زمینمرجع
-
پیوندده
-
پیوند ورودی
-
نوار پیوند
-
کتابخانه لینک پویا
-
پیوند مطلق
-
مدار مخابراتی
-
پیوند صفحه ها
اضافه کردن مثال
اضافه کردن