ترجمه "lieu" به فارسی
جا, مکان, محل بهترین ترجمه های "lieu" به فارسی هستند.
lieu
noun
masculine
دستور زبان
lieu (géométrique) [..]
-
جا
nounVous vous réveillez pas dans des lieux inconnus sans savoir comment vous y avez atterri.
تو اوني نيستي که تويِ يه جاي لعنت شده ناشناس بيدار شدي بدون اينکه بدوني چطور رسيدي اونجا.
-
مکان
nounQuand j'étais enfant, les druides m'ont parlé d'un lieu spécial.
وقتي يه پسربچه بودم ، کاهن ها راجب اين مکان مخصوص بهم گفتن.
-
محل
nounVous serez directement conduit au lieu de l'éxecution.
از اينجا به محل اعدام برده خواهيد شد.
-
ترجمه های کمتر
- جايگاه
- اغاز
- منطقه
- موقعیت
- هدف گیری کردن
- وضعیت
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " lieu " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "lieu"
عباراتی شبیه به "lieu" با ترجمه به فارسی
-
اغاز · منطقه · مکان
-
زادگاه · محل تولد
-
ویلا
-
به جای
-
زغالماهی شمالی · ماهی سیته
-
اتفاق افتادن · به انجام رسیدن · خطور کردن · رخ دادن
-
نیایشگاه
-
زيارتگاه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن