ترجمه "ligament" به فارسی

رباط, زردپیها, لیگامانها بهترین ترجمه های "ligament" به فارسی هستند.

ligament noun masculine دستور زبان

action (d’un roman)

+ اضافه کردن

فرانسوی-فارسی فرهنگ لغت

  • رباط

    noun

    tissu anatomique

    Des doigts cassés, des poignets fracturés, des abrasions sur les ligaments.

    انگشت هاي در رفته ، مُچ هاي شکسته ساييدگي روي رباط ها

  • زردپیها

  • لیگامانها

    noun masculine
  • وتر عضلانی

    noun masculine
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " ligament " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "ligament" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "ligament" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه