ترجمه "lit" به فارسی
بستر, رختخواب, تختخواب بهترین ترجمه های "lit" به فارسی هستند.
lit
noun
verb
masculine
دستور زبان
Meuble sur lequel on se couche pour dormir [..]
-
بستر
nounMeuble sur lequel on se couche pour dormir [..]
Toute la famille était malade au lit.
کل خانواده در بستر بیماری افتاده بودند.
-
رختخواب
nounLa vieille femme est trop faible pour se lever du lit.
آن پیرزن آنقدر ضعیف است که نمی تواند از رختخواب برخیزد.
-
تختخواب
meuble utilisé principalement pour dormir
Je crois que les enfants resteront au lit aujourd'hui.
فکر کنم بچه ها امروز تو تختخواب بمونن.
-
ترجمه های کمتر
- درز
- درز لباس
- دشت سیلابی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " lit " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Lit
-
بستره
تصاویر با "lit"
عباراتی شبیه به "lit" با ترجمه به فارسی
-
بسترهاي بذر · بسترهای کاشت
-
بستر مرگ
-
ساس
-
تخت دوطبقه
-
تصادفی
-
نیلوفرهای آبی
-
بستر مايع · فراوری بستر مایع · فرايند بستر مايع
اضافه کردن مثال
اضافه کردن