ترجمه "littoral" به فارسی
ساحل, كرانهها, سواحل بهترین ترجمه های "littoral" به فارسی هستند.
littoral
adjective
noun
masculine
دستور زبان
-
ساحل
noun masculineLes premiers requins ont vécu près du littoral dans la peur.
کوسههای کم تعداد اولیه دور از ساحل در وحشت زندگی میکردند.
-
كرانهها
-
سواحل
noun
-
ترجمه های کمتر
- ناحیه ساحلی
- کرانه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " littoral " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Littoral
Littoral (département)
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Littoral" در فرهنگ لغت فرانسوی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Littoral در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "littoral" با ترجمه به فارسی
-
ساحل · سواحل · كرانهها · محيط زيست كرانهاي · محیط زیست کفزی · منطقه كفزي · منطقه كفزي ژرف
-
کشور محصور در خشکی
-
دشتهای ساحلی
-
کولابهای ساحلی
-
خاکهای ساحلی
-
زبانه ساحلی
-
پسيديوم كاتليانوم · پسیدیوم لیتورال · گوآوا
-
محيط زيست كرانهاي
اضافه کردن مثال
اضافه کردن